Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ میانداری

تلفظ بین المللی : /mˌiɑndˈɑri/ تلفظ :‌ [m,iAnd'ARi]
لغت نامه دهخدا
  • میانداری کردن
  • میاندار
  • میان داری
  • میان داری کردن
  • ماندارین شگفت انگیز
  • میدانداری
  • اردک ماندارین
  • اچ ام اس ماندارین
  • پرتقال ماندارین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

میانداری . (حامص مرکب ) وساطت . میانجیگری . وساطت و توسط و شفاعت . (ناظم الاطباء) : پیش ازین رسم میانداری نمی آید ز من در دکان خود فروشی چند دلالی کنم . محسن تأثیر.بوی و گل دست در گریبانندبه میانداری صبا سوگند. میرزا طاهر وحید.بکار خلق تفاوت ز هیج سر مگذارچو گژ موافق حق باش در میانداری . اسیر.- میانداری کردن ؛ وساطت . پا در میانی . شفاعت . میان دو تن یا دو گروه آشتی دادن : میان نداری و دارم عجب ...

کلمات مرتبط

  • میانداری کردن
  • میاندار
  • میان داری
  • میان داری کردن
  • ماندارین شگفت انگیز
  • میدانداری
  • اردک ماندارین
  • اچ ام اس ماندارین
  • پرتقال ماندارین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات