معانی کلمه : میاناب
لغت نامه دهخدا
میاناب . (اِخ ) نهری که از شمال شهر شوشتر زیر قلعه ٔ سلاسل از شاخه ٔ غربی کارون جدا کرده اند و جلگه ٔ میاناب را که از شوشتر تا بندقیر ممتد است سیراب می کند. || نام جلگه ای میان دوشاخه ٔ شطیط و گرگر رود کارون از شوشتر تا بندقیر.
فرهنگ فارسی
بخشی از بارش که پس از نفوذ در خاک در مسیر فروشیب جریان مییابد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{interflow, subsurface run-off, subsurface flow, underground run-off, groundwater discharge} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بخشی از بارش که پس از نفوذ در خاک در مسیر فروشیب جریان می یابد
