معانی کلمه : میان پرده
لغت نامه دهخدا
میان پرده. [ یام ْ پ َ دَ / دِ ] ( اِمرکب ) ( اصطلاح موسیقی ) نقطه هایی که بین حروف به جای حروف یا پرده های متروک گذارند. نیم پرده. || ( در سینما یا تآتر ) فاصله دو پرده نمایش. در فاصله دو قسمت مجزا از یک نمایش که پرده سن می افتد.
فرهنگ معین
(پَ دِ ) (اِمر. ) نقطه هایی که بین حروف پا پرده های متروک گذارند، نیم پرده .
فرهنگ فارسی
نمایش کوتاه طنزآمیز و گاه اخلاقی که در فاصلۀ میان دو پردۀ نمایش یا در مهمانیها اجرا میشد
( اسم ) نقطه هایی که بین حروف بجای حروف یا پرده های متروک گذارند نیم پرده .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{interlude} [هنرهای نمایشی] نمایش کوتاه طنزآمیز و گاه اخلاقی که در فاصلۀ میان دو پردۀ نمایش یا در مهمانی ها اجرا می شد
