Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میان بستن

تلفظ بین المللی : /mˈiɑn bˈastan/ تلفظ :‌ [m'iAn b'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیناصطلاحاتمترادف و متضاد
  • کمر بر میان بستن
  • جان بر میان بستن
  • جان به میان بستن
  • بستار جبری یک میدان
  • میان
  • میان فراخ
  • میان فن
  • میان قالی
  • میان قد
لغت نامه دهخدافرهنگ معیناصطلاحاتمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

میان بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن کمر. کمربند بر کمر بستن. بستن بند کمر بر میان تن. استوار کردن بند بر کمر به قصد تنگ وچسبان گشتن جامه بر تن یا چابکی و آمادگی بیشتر یافتن در برآوردن مهمی چنانکه نبردی را یا زورآزمایی را. مجازاً، آماده شدن. سخت پی کاری بودن : سپهدارپیران میان را ببست یکی باره تیزتگ برنشست.فردوسی.چو نیمی ز تیره شب اندر گذشت.سپهدارجنگی میان را ببست.فردوسی.چو بد گردیه با سلیح گرا...

فرهنگ معین

(بَ تَ ) (مص ل . ) آماده شدن .

اصطلاحات

معنی ضرب المثل -> میان بستن
برای انجام کاری آماده شدن

مترادف و متضاد

۱. کمربستن
۲. آماده شدن، مهیا شدن


کلمات مرتبط

  • کمر بر میان بستن
  • جان بر میان بستن
  • جان به میان بستن
  • بستار جبری یک میدان
  • میان
  • میان فراخ
  • میان فن
  • میان قالی
  • میان قد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات