Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : می گساریدن

تلفظ بین المللی : /mˌejɡosɑrˈidan/ تلفظ :‌ [m,ejgosAR'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • می گساردن
  • می
  • مِی بارگی
  • می اباد
  • می اشام
  • می الود
  • می الوده
  • می انز
  • می بختج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

می گساریدن. [ م َ / م ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) می گساردن. باده گساری کردن. شراب خوردن. می خوردن. باده خوردن :
خور به شادی روزگار نوبهار
می گسار اندر تکوک شاهوار.
رودکی.
|| ساقیگری کردن. شراب به دور درآوردن در مجلس تا مجلسیان بنوشند. و رجوع به می گساردن شود.

فرهنگ فارسی

می گساردن باده گساری کردن

کلمات مرتبط

  • می گساردن
  • می
  • مِی بارگی
  • می اباد
  • می اشام
  • می الود
  • می الوده
  • می انز
  • می بختج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات