کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : می رود
تلفظ بین المللی :
/mirˈavad/
تلفظ :
[miR'avad]
پیمایش سریع
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کلمات مرتبط
می رود پشت
ادمی که غالبا به نمایش می رود
شخصی که مکرر به تئاتر می رود
دختری در شب تنها به خانه می رود
اب راحت تر از شربت پایین می رود
با لباس سفید می اید با کفن سفید می رود
پولش از پارو بالا می رود
حلال زاده به دائیش می رود
دست شکسته دنبال کار می رود اما دل شکسته نمی رود
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
دانشنامه عمومی
این معنی را بیشتر بخوانید
میرود، روستایی است از توابع بخش بهنمیر شهرستان بابلسر در استان مازندران ایران.این روستا در دهستان بهنمیر قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۱۴۶نفر (۴۲خانوار) بوده است.wiki: می رود...
گویش مازنی
از توابع بابل سر بابل
/mirood/ از توابع بابل سر بابل
کلمات مرتبط
می رود پشت
ادمی که غالبا به نمایش می رود
شخصی که مکرر به تئاتر می رود
دختری در شب تنها به خانه می رود
اب راحت تر از شربت پایین می رود
با لباس سفید می اید با کفن سفید می رود
پولش از پارو بالا می رود
حلال زاده به دائیش می رود
دست شکسته دنبال کار می رود اما دل شکسته نمی رود
نظرات