معانی کلمه : مکیه
لغت نامه دهخدا
( مکیة ) مکیة. [ م َک ْ کی ی َ ] ( ص نسبی ) مکی. منسوب به مکه معظمه. ( ناظم الاطباء ). مؤنث مکی. و رجوع به مکی و مکه شود.
- سُوَر مکیة ؛ سوره هایی از قرآن مجید است که در مکه نازل شده است. ( از ناظم الاطباء ).
|| ( ع اِ ) نوعی کشتی که محتمل است برای حمل زیارت کنندگان مکه اختصاص یافته باشد. ( از دزی ج 2 ص 606 ).
- سُوَر مکیة ؛ سوره هایی از قرآن مجید است که در مکه نازل شده است. ( از ناظم الاطباء ).
|| ( ع اِ ) نوعی کشتی که محتمل است برای حمل زیارت کنندگان مکه اختصاص یافته باشد. ( از دزی ج 2 ص 606 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث مکی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: makkiy(y)e) (عربی) (مؤنث مکی) ، مربوط یا متعلق به مکه ؛ اهل مکه ؛ سورههایی از قرآن مجید که در مکه نازل شده است.
اسم: مکیه (دختر) (عربی) (تلفظ: makkiy (y) e) (فارسی: مَکيه) (انگلیسی: makkiye)
معنی: منسوب به مکه، اهل مکه، ( مؤنث مکی )، مربوط یا متعلق به مکه، ( اَعلام ) سوره هایی از قرآن مجید که در مکه نازل شده است
معنی: منسوب به مکه، اهل مکه، ( مؤنث مکی )، مربوط یا متعلق به مکه، ( اَعلام ) سوره هایی از قرآن مجید که در مکه نازل شده است
