معانی کلمه : مکنونات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) جِ مکنونه (مکنون )، پنهان داشته ها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مکنونه ( مکنون ) پنهان داشته ها.
مترادف و متضاد
نهفتهها
خیالات، اندیشهها، افکار
۱. نهفتهها
۲. خیالات، اندیشهها، افکار
