Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مکموم

تلفظ بین المللی : /mˈakmuːm/ تلفظ :‌ [m'akmu:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مکمومه
  • سردرد مسمومیتی
  • محموم
  • مخموم
  • ماموم
  • مامومه
  • مذموم
  • مزموم
  • مزمومه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مکموم. [ م َ ] ( ع ص ) خرمابن غلاف غوره برآورده. مکمومة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خرمابن طلعبرآورده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نهال خرما فروپوشیده به چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نهال خرمابن پوشیده شده به چیزی تا مصون و محفوظ ماند. ( ناظم الاطباء ). خوشه خرما که هنگام رطب شدن پوشیده شود تا میوه آن تر و تازه بماند و پرندگان و گرما آن را تباه نکنند. ( از اقرب الموارد ). || ش...

فرهنگ فارسی

خرما بن غلاف غوره بر آورده . مکمومه . خرما بن طلع بر آورده .

کلمات مرتبط

  • مکمومه
  • سردرد مسمومیتی
  • محموم
  • مخموم
  • ماموم
  • مامومه
  • مذموم
  • مزموم
  • مزمومه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات