معانی کلمه : مکتوبات
لغت نامه دهخدا
مکتوبات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکتوب. نامه ها و مراسلات و نوشتجات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مکتوبه : چون این مکتوبات را داعی به بخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلام ، اعذار واضح او تقریر کرد به سر رضا آمد. ( جوامع الحکایات ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مکتوبه ( مکتوب ) : [ چون این مکتوبات را داعی ببخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلام اعذار واضح او تقریر کرد با او بسر رضا آمد . ] ( جوامع الحکایات ۲۹:۱ )
دانشنامه عمومی
فرهنگ فارسی ساره
نوشتارها
