معانی کلمه : مکافی
لغت نامه دهخدا
مکافی ٔ. [ م ُ ف ِءْ ] (ع ص ) برابر و گویند: هذا مکافی ٔ له ؛ یعنی این مساوی آن است . مُکافِئة. (منتهی الارب ). مساوی و برابر. مکافئة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مکافئتان شود. || هر چیز که برابر چیز دیگر گردد چنانکه همانند آن شود. (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
پاداش دهنده یا کیفردهنده.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - مکافات کننده ، پاداش دهنده . ۲ - مساوی ، برابر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مکافات کننده پاداش دهنده : می گفتم عالم را آفریدگاریست مجاری کریم و مکافی رحیم نیکوکاران را ثواب دهد و بد کرداران را جزا رساند . ] ( جوامع الحکایات ۲ ) ۱۱٠ - ۱٠۹:۱ - آنچه با شیئی دیگر معادل باشد مساوی برابر .
