معانی کلمه : مویان
لغت نامه دهخدا
مویان . [ مو ] (اِ) ج ِ موی است برخلاف قیاس . (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
در حال موییدن، نوحه کنان، زاری کنان.
فرهنگ معین
(ص فا. ) گریه کنان ، نوحه کنان .
فرهنگ فارسی
موینده و گریه کننده .
دانشنامه عمومی
نقل قول
گوان موئه (به چینی ساده شده 管谟业؛ به چینی سنتی 管謨業؛ به پین یین Guǎn Móyè)، با نام مستعار مو یان (به چینی: 莫言)، نویسندهٔ چینی است.
•
•
wikiquote: مو_یان
مترادف و متضاد
نالان، گریان، نوحهگر، مویهگر، مویهکنان
