Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موی برکندن

تلفظ بین المللی : /mˈuːj barkˈandan/ تلفظ :‌ [m'u:j baRk'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • موی
  • موی ار
  • موی استر
  • موی انبوه
  • موی باف
  • موی بافتن
  • موی براوردن
  • موی برداشتن
  • موی بند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موی برکندن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مو برکندن. موی کندن. کندن موی سر یا ریش به سبب مصیبت یا سانحه جانگدازی دیگر و این بیشتر زنان راست. ( از یادداشت مؤلف ). معط. ( دهار ). مرط. ( منتهی الارب ). حف. ( دهار ): حف ؛ موی برکندن از روی. ( تاج المصادر بیهقی ). حفاف. ( دهار ). تمریط. ( منتهی الارب ). زبق. ( تاج المصادر بیهقی ). مور. ( منتهی الارب ). نتف. ( تاج المصادر بیهقی ). || برکندن موی بز و دیگر ...

فرهنگ فارسی

مو برکندن ٠ موی کندن ٠ کندن موی سر یا ریش به سبب مصیبت یا سانح. جانگدازی دیگر و این بیشتر زنان است ٠

کلمات مرتبط

  • موی
  • موی ار
  • موی استر
  • موی انبوه
  • موی باف
  • موی بافتن
  • موی براوردن
  • موی برداشتن
  • موی بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات