معانی کلمه : موچین
لغت نامه دهخدا
موچین. ( نف مرکب ) چیننده مو. || ( اِ مرکب ) موچینه. موچنه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به موچینه شود.
فرهنگ عمید
آلت کوچک شبیه انبر که با آن مو از صورت می چینند، خارچینه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آلتی شبیه بانبری کوچک که بوسیله آن مو را از عضوی از بدن می کنند خار چینه منقاش .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
منقاش، موچینه
tweezers (اسم)
خارچینه، قیچی، موچین
