Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موچکدان

تلفظ بین المللی : /muːtʃkˈadɑn/ تلفظ :‌ [mu:tSk'adAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چشمه علی موچکان
  • موحدانه
  • موردان
  • مورکان
  • موشکان
  • مؤکدا
  • موچاخان
  • موچان
  • موکدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موچکدان. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) جای موچک. ظرف که در آن موچک نهند. در عبارت ذیل از تذکرةالملوک ( کتابی که درباره آداب و رسوم و مشاغل و تشکیلات دربار صفوی است ) در شرح شغل فراش باشی و مشعلدارباشی این کلمه مرکب از «موچک » و «دان »، پسوند ظرف و مکان ، به صورت اسم مرکب آمده است ، اما معنی آن روشن نیست : در ذکر تحویلات او [ مشعلدارباشی ] است ، و تحویلات او بدین موجب است : قالی و قالیچه... سریش ، فانوس ، مو...

فرهنگ فارسی

جای موچک . ظرف که در آن موچک نهند .

کلمات مرتبط

  • چشمه علی موچکان
  • موحدانه
  • موردان
  • مورکان
  • موشکان
  • مؤکدا
  • موچاخان
  • موچان
  • موکدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات