معانی کلمه : مؤسیه
لغت نامه دهخدا
مؤسیة. [ م ُءَس ْ سی ] (ع ص ) مؤنث مؤسی . رجوع به مؤسی شود.
( مؤسیة ) مؤسیة. [ م ُءَس ْ سی ] ( ع ص ) مؤنث مؤسی. رجوع به مؤسی شود.
فرهنگ فارسی
مونث موسی .

مؤسیة. [ م ُءَس ْ سی ] (ع ص ) مؤنث مؤسی . رجوع به مؤسی شود.