معانی کلمه : مونولوگ
فرهنگ عمید
در تئاتر، قسمتی از نمایش که یک هنرپیشه به تنهایی در صحنه ظاهر شود و با خود حرف بزند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) صحبت انفرادی یک تن بدون مخاطب در سینما و تاتر و منظور از آن ایجاد هیجان در صحنه است . در مونولوگ حرکت کم بکار برده میشود و فقط در صورت حالتهای مختلف ایجاد میگردد .
مترادف و متضاد
۱. تکگویی
۲. گفتگوی با خود، حدیثنفس
