Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مومیایی

تلفظ بین المللی : /mˌuːmiˈɑiː/ تلفظ :‌ [m,u:mi'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • مومیایی بخش
  • مومیایی بخشیدن
  • مومیایی دادن
  • مومیایی نقاب
  • مومیایی کردن
  • مومیایی 3
  • مومیایی شاهزاده هخامنشی
  • مومیایی مقبره امپراتور اژدها
  • مومیایی های گواناخواتو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مومیایی. ( ص نسبی ) منسوب به مومیا. آنچه به مومیا نسبت دارد. || مانند مومیا. || مومیاشده. || ( اِ ) نام دارویی سیاه مانند قیر و خوپخین. ( ناظم الاطباء ). مومیا. داروی شکستگی : و از دارابگرد فارس مومیایی خیزد که به همه جهان جایی دیگر نبود. ( حدود العالم ).دل تیره را روشنایی می است که را کوفت تن مومیایی می است.اسدی.مومیایی از آنجا [ دارابجرد ] خیزد از کوهی قطره قطره می چکد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 2...

فرهنگ عمید

۱. ویژگی جسمی که به مومیا آغشته شده.
۲. (اسم ) = مومیا

فرهنگ معین

(ص نسب . ) جسدی که برای سالم ماندن آن ر ا بوسیلة مواد نگهدارنده مانند موم و مومیا پوشانده اند.

دانشنامه آزاد فارسی

مومیایی (mummy)جسد انسان یا جانوری که به صورت طبیعی یا مصنوعی حفظ شده باشد. مومیایی های طبیعی ممکن است براثر انجماد پدید آمده باشند؛ از آن جمله اند، ماموت های درون یخچال های طبیعی از ۲۵هزار سال قبل. همچنین، ممکن است این اجساد خشک شده یا در باتلاق ها و محل تراوش نفت حفظ شده باشند. مومیایی مصنوعی با مومیاگری و حنوط صورت می گیرند.wikijoo: مومیایی...

فرهنگ فارسی

جسد انسان یا حیوان که بافت‌های آن به شیوۀ طبیعی یا مصنوعی حفظ شده باشد

۱ - ( صفت ) منسوب به مومیا ۲ - ( اسم ) [ گفت از شکسته خود مومیایی دریغ نمی باید داشت . افکنده خود را بر باید داشت ... ] یا مومیای انسانی . اجساد مومیایی شده ( مخصوصا از آن مصریان قدیم ) که در طب قدیم مورد استفاده بعضی بود . یا مومیای مصنوعی ترکیبی است از موم و تربانتین و قیر .

دانشنامه عمومی

مومیایی به جسدی گفته می شود که پوست و گوشت خشک شده آن در اثر تماس عمدی یا تصادفی با مواد شیمیایی، سرمای فوق العاده زیاد، رطوبت بسیار پایین یا عدم وجود هوا حفظ شده است.مومیایی کردن، روشی برای حفظ جسد است که در آن امعاواحشا و مغز را پیش از خواباندن جسد در سدیم کربنات از بدن خارج می کردند و سپس در نوارهای پارچه ای می پیچیدند.مومیایی کردن اجساد اشراف و امرا در مصر باستان مرسوم بوده است. مومیایی ها مرب...

واژه نامه بختیاریکا

میمِنایی

فرهنگستان زبان و ادب

{mummy} [باستان شناسی] جسد انسان یا حیوان که بافت های آن به شیوۀ طبیعی یا مصنوعی حفظ شده باشد

کلمات مرتبط

  • مومیایی بخش
  • مومیایی بخشیدن
  • مومیایی دادن
  • مومیایی نقاب
  • مومیایی کردن
  • مومیایی 3
  • مومیایی شاهزاده هخامنشی
  • مومیایی مقبره امپراتور اژدها
  • مومیایی های گواناخواتو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات