Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مولده

تلفظ بین المللی : /mˌovallˈedeː/ تلفظ :‌ [m,ovall'ede:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • اعضاء مولده ٔ من
  • اعضاء مولده ٔ منی
  • باشگاه فوتبال مولده
  • فج مولده
  • فرودگاه ارو مولده
  • الامثال المولده
  • قوه مولده
  • سبک موکده
  • سطح جنگل موّلد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

مولده . [ ل ِ دَ ] (ع ص ، اِ) (اصطلاح پزشکی )یکی از هشت خادم نفس نباتی است . (یادداشت مؤلف ).

مولدة.[ م ُ وَل ْ ل ِ دَ ] (ع ص ، اِ) قابله و مام ناف . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ماما. قابله . (یادداشت مؤلف ). ماماچه . پیش نشین .

مولده . [ م ُ وَل ْ ل َ دَ / دِ ] (از ع ، ص ) تولیدکرده شده . || لغت ازنودرآورد...

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مولد .
نزد طبیبان از قوتهای تن است ٠

دانشنامه عمومی

مولده رودی است به البه می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد.
wiki: مولده

کلمات مرتبط

  • اعضاء مولده ٔ من
  • اعضاء مولده ٔ منی
  • باشگاه فوتبال مولده
  • فج مولده
  • فرودگاه ارو مولده
  • الامثال المولده
  • قوه مولده
  • سبک موکده
  • سطح جنگل موّلد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات