موفق . [ م ُ وَف ْ ف َ ] (اِخ ) ادریس الموفق . رجوع به ادریس الموفق شود.
موفق . [ م ُ وَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن احمدبن ابواسماعیل مشهور به اخطب خوارزم یا خطیب خوارزمی و مکنی به ابوالمؤید و رجوع به ابوالمؤید موفق ... شود.
(مُ وَ فَّ) [ ع . ] (اِمف .) کامروا، بهره مند.
(مُ وَ فِّ) [ ع . ] (اِ فا.) 1 - مدد کننده . 2 - به مقصود رساننده . 3 - خدای تعالی .
ویژگی کسی که موفقیت کسب میکند
(تلفظ: movaffaq) (عربی) توفیق یافته در امری یا به مقصود رسیده ، پیروز ؛ توأم با موفقیت .
پیروز، کامروا، کامکار، کامیاب ≠ ناکام
کامیاب، پیروز، پیروزمندانه