کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : موضون
تلفظ بین المللی :
/mˈoːzuːn/
تلفظ :
[m'o:zu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
موضونه
رستوران موضوعی
ژیمناستیک موزون
سنگ موزون
غذاخوری موضوعی
فرهنگ موضوعی
کتاب نگاشت موضوعی
گردش موزون
لایه بندی موزون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موضون. [ م َ ] ( ع ص ) چیز برهم پیچیده و دوتا کرده.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). برهم پیچیده و دو تا کرده شده. ( ناظم الاطباء ). مضاعف النسج. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
چیز بر هم پیچیده و دو تا کرده ٠
کلمات مرتبط
موضونه
رستوران موضوعی
ژیمناستیک موزون
سنگ موزون
غذاخوری موضوعی
فرهنگ موضوعی
کتاب نگاشت موضوعی
گردش موزون
لایه بندی موزون
نظرات