معانی کلمه : موضوع
لغت نامه دهخدا
موضوع . [ م َ ] (ع مص ) وضع. موضع. نهادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بنهادن .(تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به وضع و موضع شود. || سبک و تیزرو گردیدن شتر. (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. مطلبی که دربارۀ آن بحث می شود.
۲. سوژه.
۳. (صفت ) [قدیمی] گذارده شده، نهاده شده.
۴. (صفت ) [قدیمی] ساخته شده.
۲. سوژه.
۳. (صفت ) [قدیمی] گذارده شده، نهاده شده.
۴. (صفت ) [قدیمی] ساخته شده.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - نهاده شده ، وضع شده . ۲ - امر مورد بحث ، چیزی که دربارة آن بحث کنند. ج . موضوعات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
آنچه دربارۀ آن بحث و آزمایش کنند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
محمول
مبتدا
نهاده، گذارده
باب، خصوص، فقره
مساله، مشکل، مطلب
سوژه، مبحث ≠ محمول
وضعشده، قراردادهشده
ساختگی، مصنوع، مجعول، مکذوب
۱. سوژه، مبحث
۲. مساله، مشکل، مطلب
۳. محمول
۴. باب، خصوص، فقره
۵. قضیه
۶. نهاده، گذارده
۷. وضعشده، قراردادهشده
۸. ساختگی، مصنوع، مجعول، مکذوب
۹. مبتدا ≠ محمول
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
باره، پرسمان، زمینه، نهشته، جستار
واژه نامه بختیاریکا
بُنتلاق
فرهنگستان زبان و ادب
{subject, sujet (fr. )} [عمومی] آنچه دربارۀ آن بحث و آزمایش کنند
