معانی کلمه : موصی له
فرهنگ عمید
کسی که دربارۀ او وصیت شده، کسی که به موجب وصیت باید مالی به او برسد.
فرهنگ فارسی
آنکه در حق وی وصیت شده کسی که بوجب وصیت باید موصی به باو برسد آن کس که مال یا عملی بنفع او به موجب وصیت امجام شود .
مترادف و متضاد
legatee (اسم)
اری بر، میرای بر، موصی له
residuary (صفت)
رسوبی، باقی مانده، مانده، موصی له، وارث طبقه دوم
