( مصدر ) دقت بسیار بکار بردن : [ میخواهم عمیق ترین و مخفی ترین راز حیات را مو شکافی کنم و از هر چیزی سر در بیاورم . ] دقت بسیار ورزیدن در کارها یا مساله ٠ در درک یا حل یا بیان نکته و موضوعی سخت دقت و ظرافت بکار بردن ٠
مترادف و متضاد
analyze carefully (فعل)موشکافی کردنscrutinize (فعل)موشکافی کردن، مورد مداقه قرار دادن، به دقت بررسی کردنsplit a hair (فعل)موشکافی کردنbe thorough (فعل)موشکافی کردنbe fastidious (فعل)موشکافی کردن...