معانی کلمه : موسم یخ کاست
فرهنگ فارسی
زمانی از سال که در آن توازن یخسار از بیشینه به کمینه میرسد
فرهنگستان زبان و ادب
{ablation season} [زمین شناسی] زمانی از سال که در آن توازن یخسار از بیشینه به کمینه می رسد

زمانی از سال که در آن توازن یخسار از بیشینه به کمینه میرسد