معانی کلمه : موسس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تٲسیس کننده، بنیان گذار.
فرهنگ معین
(مُ ءَ سِّ ) [ ع . ] (ص . ) بنیانگذار.
فرهنگ فارسی
تاسیس کننده، بنیان گذار
( اسم ) تاسیس کننده بنیاد نهنده جمع : موسسین موسسان .
نعت مفعولی از تاسیس .
( اسم ) تاسیس کننده بنیاد نهنده جمع : موسسین موسسان .
نعت مفعولی از تاسیس .
مترادف و متضاد
بانی، بنیانگزار، پایهگذار، واضع
فرهنگ فارسی ساره
بنیانگزار، بنیانگر
واژه نامه بختیاریکا
دَست نِه؛ وا کار نه
