معنی کلمه : موسایی
لغت نامه دهخدا
موسائی. ( ص نسبی ) موسایی. رجوع به موسایی شود. || منسوب است به موسی که نسبت اجدادی است. ( از الانساب سمعانی ). موسایی.
موسایی . (اِخ ) تیره ای از ایل باوی کوه کیلویه از ایلات فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 88).

موسایی . (اِخ ) تیره ای از ایل باوی کوه کیلویه از ایلات فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 88).