معانی کلمه : مورب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه سر کج داشته باشد، کج، معوج، خمیده.
فرهنگ معین
(مُ وَ رَّ ) (ص . ) گرفته شده از فارسی به معنای کج ، خمیده .
دانشنامه آزاد فارسی
مُوَرَّب (transversal)
خطی که دو یا چند خطِ معمولاً موازی را که در یک صفحه واقع اند، قطع کند. به این خط گاه خط قاطع هم می گویند.
خطی که دو یا چند خطِ معمولاً موازی را که در یک صفحه واقع اند، قطع کند. به این خط گاه خط قاطع هم می گویند.
wikijoo: مورب
فرهنگ فارسی
کج، معوج، خمیده، آنچه که سرکج داشته باشدکلمه فارسی است به شکل لغات عربی )
( اسم صفت ) ۱ - کج معوج : [ خط مورب ] ۲ - خمیده . توضیح در عربی بمعنی مخفی کرده و توریه کرده شده آمده
نعت مفعولی است از تاریب . استوار کرده شده .
( اسم صفت ) ۱ - کج معوج : [ خط مورب ] ۲ - خمیده . توضیح در عربی بمعنی مخفی کرده و توریه کرده شده آمده
نعت مفعولی است از تاریب . استوار کرده شده .
مترادف و متضاد
اریب، خم، کج، مایل، معوج ≠ راست
فرهنگ فارسی ساره
اریب، اریبانه
