معانی کلمه : موذی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
اذیت کننده، آزار رساننده.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - اذیت کننده ، آزار رساننده . ۲ - در فارسی ، بداندیش ، حیله گر.
فرهنگ فارسی
اذیت کننده، آزار رساننده
( اسم ) ۱ - اذیت کننده آزار رساننده . ۲ - حیله گر و بد جنس
زیان رساننده و آزار رسان و رنج آور و اذیت رسان و مضر و مفسد .
( اسم ) ۱ - اذیت کننده آزار رساننده . ۲ - حیله گر و بد جنس
زیان رساننده و آزار رسان و رنج آور و اذیت رسان و مضر و مفسد .
مترادف و متضاد
مضر
اذیتکننده، عذابدهنده
آزارنده، بدجنس، حیلهگر شریر، مردمآزار، ناقلا، بدذات، بدطینت، بدسرشت
۱. اذیتکننده، عذابدهنده
۲. مضر
۳. آزارنده، بدجنس، حیلهگر شریر، مردمآزار، ناقلا، بدذات، بدطینت، بدسرشت
