Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مودن

تلفظ بین المللی : /mˈuːdan/ تلفظ :‌ [m'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • مؤدن
  • کوئباس د المودن
  • مودنه
  • مودنا استان
  • مودنا شهر
  • استان مودنا
  • المودنا سید تستادو
  • باشگاه والیبال مودنا والی
  • باشگاه فوتبال مودنا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

مودن . [ دِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایدان . زنی که بچه ٔ نزار و لاغر زاید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مودن . [ دَ ] (ع ص ) مؤدن . کوتاه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مؤدن شود. || بچه ٔ لاغر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مودنة. بچه ٔ لاغر زاییده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مودنة شود....

فرهنگ فارسی

کوتاه .

دانشنامه عمومی

مودن (آلر). مودن (به آلمانی: Müden) یک شهر در آلمان است که در گیفهورن واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: کوخم-تسل واقع شده است. مودن ۶۷۶ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای آلمانwiki: مودن (موزل)...

کلمات مرتبط

  • مؤدن
  • کوئباس د المودن
  • مودنه
  • مودنا استان
  • مودنا شهر
  • استان مودنا
  • المودنا سید تستادو
  • باشگاه والیبال مودنا والی
  • باشگاه فوتبال مودنا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات