موجه . [ ج ِه ْ ] (ع ص ) مُوَجِّه ْ. آنکه بزرگ و باقدر میگرداند. (ناظم الاطباء).
موجه . [ ج َ ] (اِ) در اصطلاح پزشکی ، پژند. قثابری . برغست . آطریلال . قازایاغی . غازیاغی . (یادداشت مؤلف ).
یک موج؛ موج.
۱. کلام یا عذری که با دلیل و برهان پسندیده باشد.
۲. خوب؛ پسندیده.
۳. (اسم) [قدیمی] جاه و مقام.
پذیرفتنی، توجیهپذیر، معقول، منطقی ≠ توجیهناپذیر، ناموجه
۱. پذیرفتنی، توجیهپذیر، معقول، منطقی ≠ توجیهناپذیر، ناموجه
۲. معتبر، بااعتبار، صاحب مقام
۳. فهیم، شایسته
درست انگاشته، پذیرفتن