معانی کلمه : موجد
لغت نامه دهخدا
موجد.[ ج َ ] (ع ص ) ایجادشده . خلق شده . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
به وجود آورنده، ایجاد کننده، آفریننده.
فرهنگ معین
(جَ) [ ع . ] (اِمف .) ایجاد شده .
(جِ) [ ع . ] (اِفا.) به وجود آورنده ، آفریننده .
(جَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ایجاد شده .
(جِ ) [ ع . ] (اِفا. ) به وجود آورنده ، آفریننده .
(جِ ) [ ع . ] (اِفا. ) به وجود آورنده ، آفریننده .
فرهنگ فارسی
بوجود آورنده، ایجادکننده، آفریننده
( اسم ) ۱ - ایجاد کننده پدید آورنده جمع : موجدین . ۲ - خدای تعالی .
کسی و یا چیزی که زور می آورد و قوت می دهد .
( اسم ) ۱ - ایجاد کننده پدید آورنده جمع : موجدین . ۲ - خدای تعالی .
کسی و یا چیزی که زور می آورد و قوت می دهد .
مترادف و متضاد
آفریدگار، پدیدآورنده، خالق، هستیبخش، آفریننده
صفت آفریدگار، پدیدآورنده، خالق، هستیبخش، آفریننده
