Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موجبات

تلفظ بین المللی : /modʒˈebɑt/ تلفظ :‌ [modZ'ebAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره
  • موجبات اذن خواهی در جهاد
  • موجبات اذیت محمد
  • موجبات ارتداد
  • موجبات ارث
  • موجبات اسارت
  • موجبات تقیه
  • موجبات جنابت
  • موجبات سختی احتضار
  • موجبات نفرین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

موجبات. [ ج ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ موجبة. اسباب. ( ناظم الاطباء ). علل. علتها. سببها. عوامل. بواعث. باعثها: دولت باید موجبات آسایش ملت را فراهم کند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع موجبه ( موجب ) اسباب علل .

فرهنگ فارسی ساره

زمینه های، بایسته ها، زمینه ها


کلمات مرتبط

  • موجبات اذن خواهی در جهاد
  • موجبات اذیت محمد
  • موجبات ارتداد
  • موجبات ارث
  • موجبات اسارت
  • موجبات تقیه
  • موجبات جنابت
  • موجبات سختی احتضار
  • موجبات نفرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات