کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : موجب شونده
تلفظ بین المللی :
/mˈodʒeb ʃavˈandeː/
تلفظ :
[m'odZeb Sav'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
موج رونده
موجب
موجب شدن
موجب بدبختی
موجب تاریکی و ابهام
موجب تصدیع خاطر
موجب رسوایی
موجب شکست شدن
موجب لغزش
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
conducive
(صفت)
مساعد، سودمند، منجر شونده، موجب شونده
کلمات مرتبط
موج رونده
موجب
موجب شدن
موجب بدبختی
موجب تاریکی و ابهام
موجب تصدیع خاطر
موجب رسوایی
موجب شکست شدن
موجب لغزش
نظرات