Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موبدی

تلفظ بین المللی : /mubˈadi/ تلفظ :‌ [mub'adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • شاه موبد
  • شه موبد
  • اکسون موبیل شرکت
  • علوی مؤیدی
  • علی مویدی
  • علی میبدی
  • عمر موحدی
  • قاضی میبدی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موبدی. [ ب َ ] ( حامص ) موبد بودن. شغل موبد. مقام پیشوایی دین زرتشتی. ( یادداشت مؤلف ) : منم گفت با فره ایزدی همم شهریاری و هم موبدی.فردوسی.وین طرفه که موبدی گرفته ست بر یک دو کشیش رنگ کشخان.خاقانی.و رجوع به موبد شود.|| ( ص نسبی ) منسوب به موبد چنانکه مقام موبدی و جامه موبدی و رای موبدی. ( یادداشت مؤلف )....

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به موبد مربوط به موبد : [ جامه موبدی ] .

کلمات مرتبط

  • دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
  • شاه موبد
  • شه موبد
  • اکسون موبیل شرکت
  • علوی مؤیدی
  • علی مویدی
  • علی میبدی
  • عمر موحدی
  • قاضی میبدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات