معانی کلمه : موبد ایرانی
لغت نامه دهخدا
موبد ایرانی. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) از گویندگان فارسی زبان بودو در هندوستان به سیاحت پرداخت. بیت زیر از اوست :
از دیر و کعبه حاجت من گر روا شدی
چندین چرا مشقت هر کیش بردمی.
از دیر و کعبه حاجت من گر روا شدی
چندین چرا مشقت هر کیش بردمی.
فرهنگ فارسی
از گویندگان فارسی زبان بود و در هندوستان به سیاحت پرداخت .
کلمات مرتبط
- مهبد ایرانی طلب
- دیدگاه های مختلف پس از انتشار گزارش شورای اطلاعات ملی امریکا در مورد ایران
- فرمان اجرایی برقراری وضعیت اضطراری ملی در مورد ایران
- مجله علم و مهندسی مواد ایران
- ابراهیم مؤدب
- ابواسحاق ابراهیم المؤدب
- ابراهیم بن احمد مودب اصفهانی
- ابوالقاسم ابراهیم بن محمد مودب اصفهانی
- ابوجعفر احمد بن ابراهیم مودب هفشوری اصفهانی
