معانی کلمه : موازین
لغت نامه دهخدا
موازین. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ میزان. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( ناظم الاطباء )؛ موازین شرع ؛ قواعد آن :
چون من سخن به شاهین برسنجم
آفاق و انفسند موازینم.در اعتبار موازین و مکایل احتساب بلیغ می کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 439 ).و رجوع به میزان شود.
چون من سخن به شاهین برسنجم
آفاق و انفسند موازینم.در اعتبار موازین و مکایل احتساب بلیغ می کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 439 ).و رجوع به میزان شود.
فرهنگ عمید
میزان#NAME?
= میزان
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ میزان .
فرهنگ فارسی
جمع میزان
( اسم ) جمع میزان
( اسم ) جمع میزان
