Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موازنه

تلفظ بین المللی : /mˌovɑzˈeneː/ تلفظ :‌ [m,ovAz'ene:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • موازنه جویی
  • موازنه کردن
  • موازنه قدرت
  • موازنه جرم
  • ایجاد موازنه
  • بحالت موازنه دراوردن
  • جنبش ترازویی و حرکت موازنه ای
  • سیاست موازنه بازرگانی کشور
  • علم شمار و موازنه ابهای ساکن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

موازنة. [ م ُ زَ ن َ ] (ع مص ) برابر کردن میان دو چیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). هذا یوازن هذا؛ این بر وزن آن است . (ناظم الاطباء). با چیزی هم وزن بودن . (غیاث ). با کسی همسنگ آمدن . (المصادر زوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). || رویاروی ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مقابله و رویاروی کردن . || روباروی شدن کسی را. (ناظم الاطباء). || پاداش کردار دادن . (از منتهی الارب ) (از ناظم ا...

فرهنگ عمید

۱. هم‌وزن کردن؛ سنجیدن دوچیز و برابر کردن آن‌ها با هم.
۲. (ادبی) در بدیع، آوردن کلماتی هم‌وزن در دو مصراع، مانندِ این شعر: آن‌که بیرون برد رفعش چین ز ر‌خسار سپر / و آن‌که دور افکند عدلش خم ز ابروی کمان ـ پرتوی از رٲی او پیرایۀ خورشیدوماه / نکته‌ای از لفظ او سرمایۀ دریاوکان (ظهیر فاریابی: ۱۳۹)؛ مماثله.

۱. هم وزن کردن، سنجیدن دوچیز و برابر کردن آن ها با هم.۲. (ادبی ) در بدیع، آوردن کلماتی...

فرهنگ معین

(مُ زَ نَ یا نِ ) [ ع . موازنة ] (مص م . ) وزن کردن ، سنجیدن دو چیز با هم .

دانشنامه آزاد فارسی

مُوازنه(به معنای هم وزن کردن، سنجش و نیز مانند شدن) در اصطلاح بدیع در دو معنا به کار می رود. یکی آن که شاعر اجزای درون بیت را بر یک قافیه بیاورد و در آخر بیت قافیۀ دیگری به کار برد. از این منظر، موازنه به قافیۀ درونی شباهت دارد: «ای که شاهی، بِهْ ز ماهی، دل سیاهی ـ کن نگاهی، چند خواهی خوار و زارم؟». دیگر آن که در قرینه های نظم و نثر، از آغاز تا پایان، واژه هایی به کار روند که وزن هر کدام با قرینۀ ...

فرهنگ فارسی

حالتی در یک واکنش شیمیایی که در آن واکنش‌دهنده‌ها و فراورده‌های واکنش از قوانین پایستگی جِرم و بار پیروی می‌کنند

هم وزن کردن، سنجیدن دوچیزوبرابرکردن آنهاباهم۱ - ( مصدر ) هم وزن کردن . ۲ - سنجیدن دو چیز مقایسه کردن . ۳ - ( اسم ) هم وزنی . ۴ - سنجش مقایسه ۵ - آوردن دو جمله دو مصراع یا دو بیت که کلمات آنها بترتیب با هم هم وزن ( وزن عروضی ) باشند مانند : [ شاهی که رخش او را دولت بود دلیل شاهی که...

دانشنامه عمومی

موازنه نوعی از سجع متوازن است که فقط مربوط به قافیه در شعر یا آخر جمله یا عبارت در نثر نباشد.ترصیعموازنه چنان است که از اول تا آخر مطلب (نظم یا نثر) کلماتی را بیاورند که هرکدام با قرینهٔ خود در «وزن» یکی باشند و در حرفِ حروف قافیه 《رَوی》 (حروف هم وزنِ آخرِ دو کلمه)، متفاوت باشند.«فلان را کرم بی شمار است و هنر بی حساب، دارای عزمی است متین و طبعی کریم.»در بعضی موارد ممکن است دو بیتِ متوالی را قرینهٔ...

مترادف و متضاد

سنجش، مقایسه

تعادل، تعادل، توازن، همسنگی ≠ عدم‌توازن

۱. تعادل، تعادل، توازن، همسنگی
۲. سنجش، مقایسه ≠ عدمتوازن

balance (اسم)میزان، تعادل، توازن، ترازو، تراز، موازنه، تتمه حسابequilibrium (اسم)میزان، تعادل، موازنه، ارامشcounterbalance (اسم)موازنه، پارسنگ، وزنه تعادل...

فرهنگ فارسی ساره

برابری، همسنگ

فرهنگستان زبان و ادب

{balance} [شیمی] حالتی در یک واکنش شیمیایی که در آن واکنش دهنده ها و فراورده های واکنش از قوانین پایستگی جِرم و بار پیروی می کنند

کلمات مرتبط

  • موازنه جویی
  • موازنه کردن
  • موازنه قدرت
  • موازنه جرم
  • ایجاد موازنه
  • بحالت موازنه دراوردن
  • جنبش ترازویی و حرکت موازنه ای
  • سیاست موازنه بازرگانی کشور
  • علم شمار و موازنه ابهای ساکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات