Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهین

تلفظ بین المللی : /mˈahin/ تلفظ :‌ [m'ahin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • مهین اباد
  • مهین مار
  • مهین نامه
  • مهین پیشه
  • مهین اسکویی
  • مهین دخت
  • مهین رخ
  • مهین زاد
  • مهین شاد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مهین . [ م َ ] (ص نسبی ) (مه = ماه + ین ) منسوب به مه . رجوع به مه شود. || (ص تفضیلی ، ص عالی ) مِهین . رجوع به مِهین شود.

مهین . [ م َ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب ، واقع در 9هزارگزی باختری سراب و 9هزارگزی شوسه ٔ سراب به تبریز دارای 432 تن سکنه . آب آن از چشمه و راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

خوار؛ بی‌ارزش.

بزرگ؛ بزرگ‌تر؛ بزرگ‌ترین.

بزرگ، بزرگ تر، بزرگ ترین.
خوار، بی ارزش.

فرهنگ معین

(مِ) (ص نسب .) بزرگتر، بزرگترین .

(مُ) [ ع . ] (اِفا.) خوار دارنده ، اهانت کننده .

( ~.) [ ع . ] (ص .) 1 - سست ، ضعیف . 2 - خوار، زبون .

(مَ) (ص نسب .) 1 - منسوب به ماه . 2 - نامی است از نام های زنان .

(مِ ) (ص نسب . ) بزرگتر، بزرگترین . (مَ ) (ص نسب . ) ۱ - منسوب به ماه . ۲ - نامی است از نام های زنان . ( ~. ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - سست ، ضعیف . ۲ - خوار، زبون . (مُ ) [ ع . ] (...

فرهنگ فارسی

شمال ضیائ آباد واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ۶۷۷ تن سکنه دارد . ده دهستان پائین شهرستان نهاوند فرمانداری کل همدان . در ۱۴ کیلومتری
مهینه: بزرگ، بزرگتر، بزرگترین، منسوب به ماه، از نامهای زنان، خواروپست، سست رای، مهنائ جمع
( صفت ) ۱ - سست ضعیف . ۲ - خوار زبون .
دهی است جزئ دهستان قاقاران بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین .

دانشنامه عمومی

بزرگ مثل ماه

مهین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:مهین (تاکستان)مهین (سراب)wiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان سراب واقع شده است.جمعیت روستاهای شهرستان سرابwiki: مهین (روستا)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: me(a)hin) بزرگترین (از نظر سال) ؛ (در قدیم) بزرگتر ، بزرگترین (از نظر مقام و رتبه و ارزش). [این نام چنانچه به فتح اول (مَهین) mahin تلفظ شود مرکب از (مَه = ماه + ین (پسوند نسبت)) می‌باشد و منسوب به ماه است].

اسم: مهین (دختر) (فارسی) (تلفظ: me (a) hin) (فارسی: مهين) (انگلیسی: mehin) معنی: منسوب به ماه، زیباروی، بزرگترین، ( در قدیم ) بزرگتر، [این نام چنانچه به فتح اول ( مَهین ) mahin ت...

مترادف و متضاد

سست، ضعیف

خوار، زبون ≠ کهین

بزرگ‌تر، بزرگ، بزرگترین

۱. خوار، زبون
۲. سست، ضعیف
۳. بزرگتر، بزرگ، بزرگترین ≠ کهین

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَهِینٌ: خوار و ضعیف - حقیر (از هون است که به معنای ضعف و حقارت است، و منظور فرعون از مهین بودن حضرت موسی (علیهالسلام) ، فقیر و تهی دست بودن ایشان است)معنی مُّهِینٌ: خوار کننده (از هون است که به معنای ضعف و حقارت است )ریشه کلمه: هون (۲۶ بار)توصیف عذاب به «مُهِیْنٌ» (خوارکننده و اهانت بار) از مادّه «هَوان» به خاطر آن است که جریمه، باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهی توهی...

کلمات مرتبط

  • مهین اباد
  • مهین مار
  • مهین نامه
  • مهین پیشه
  • مهین اسکویی
  • مهین دخت
  • مهین رخ
  • مهین زاد
  • مهین شاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات