کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مهمانخانه-دار | کلماتور
معانی کلمه : مهمانخانه دار
تلفظ بین المللی :
/mˌehmɑnxˈɑnedˌɑr/
تلفظ :
[m,ehmAnx'Aned,AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
مدرسۀ عالی مهمانخانه داری
بخش مهمانخانه داری
مهمان خانه دار
مهمانخانه
مهمانخانه های زنجیره ای
مهمانخانه چی
مهمانخانه کلبه
مهمانخانه شبانه روزی
مهمانخانه نظافت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
مهمانخانه دار. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) دارنده و مالک مهمانخانه. || مدیر مهمانخانه.
فرهنگ فارسی
دارنده و مالک مهمانخانه یا مدیر مهمانخانه .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
host (اسم)سپاه، گروه، دسته، خواجه، ازدحام، خانه دار، مهمانخانه دار، میزبان، صاحبخانه، مهمان دار، انگل دارgoodman (اسم)سالار، بزرگ خانواده، خرده مالک، مهمانخانه دارinnkeeper (اسم)مهمانخانه دار، صاحب مسافرخانهrestauthorrateur (اسم)مهمانخانه دار، صاحب رستوران...
فرهنگستان زبان و ادب
{hotelier} [گردشگری و جهانگردی] صاحب مهمان خانه/ هتل یا کسی که آن را اداره کند متـ . هتل دار
کلمات مرتبط
مدرسۀ عالی مهمانخانه داری
بخش مهمانخانه داری
مهمان خانه دار
مهمانخانه
مهمانخانه های زنجیره ای
مهمانخانه چی
مهمانخانه کلبه
مهمانخانه شبانه روزی
مهمانخانه نظافت
نظرات