Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهمان دوست

تلفظ بین المللی : /mehmˈɑndust/ تلفظ :‌ [mehm'Andust]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • مهمان دوستی
  • میهمان دوست
  • المان دوست
  • آلمان دوست
  • مهران دوستی
  • برج مهماندوست
  • مهماندوست
  • المان دوستی
  • آلمان دوستی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

مهمان دوست . [ م ِ ](ص مرکب ) دوستدار مهمان . که خواهان مهمان باشد. که دوستی مهمان در دل دارد. که از آمدن مهمان گشاده خاطر و شاد شود. مضیاف : بوسفیان گفت ما قومی مهمانداران و مهمان دوستانیم . (کشف الاسرار ج 2 ص 539).پیش چون من حریف مهمان دوست جای مهمان ز مغز به که ز پوست .نظامی .چون گل باغ بود مهمان دوست خنده میزد چو سرخ گل در پوست .نظامی ....

فرهنگ عمید

کسی که مهمان را دوست دارد؛ مهمان‌نواز.


کلمات مرتبط

  • مهمان دوستی
  • میهمان دوست
  • المان دوست
  • آلمان دوست
  • مهران دوستی
  • برج مهماندوست
  • مهماندوست
  • المان دوستی
  • آلمان دوستی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات