معانی کلمه : مهلا
لغت نامه دهخدا
( مهلاً ) مهلاً. [ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) مصدر است که مفعول مطلق واقع می شود به حذف فعل و فاعل و به معنی امرمستعمل می گردد، ای امهل ؛ یعنی آهسته. ( غیاث ) ( آنندراج ). آهسته. آهسته رو. آهسته باش. ( زمخشری ). آرام.
- مهلاً مهلاً ؛ آهسته آهسته. رجوع به مهل شود.
- مهلاً مهلاً ؛ آهسته آهسته. رجوع به مهل شود.
فرهنگ فارسی
مصدر است که مفعول مطلق واقع می شود به حذف فعل و فاعل و به معنی امر مستعمل می گردد ای امهل یعنی آهسته
دانشنامه عمومی
در فارسی به معنی مانند ماه؛ در عربی به معنی آهسته و آرام است.
1. دوستانه 2. با وقار و متین 3 . کسی که از عالم هستی رها شده به ملکوت رفته است.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: makmtor_omniā) (عربی) (اسم صوت) آهسته ! بی شتاب ! .
اسم: مهلا (دختر) (عربی، فارسی) (تلفظ: makmtor_omniā) (فارسی: مَهلا) (انگلیسی: makmtor_omnia)
معنی: آهسته و آرام، ( اسم صوت ) آهسته، بی شتاب، ( عربی ) ( اسم صوت ) آهسته ! بی شتاب !، دوستانه
معنی: آهسته و آرام، ( اسم صوت ) آهسته، بی شتاب، ( عربی ) ( اسم صوت ) آهسته ! بی شتاب !، دوستانه
