Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهروی

تلفظ بین المللی : /mahrˈuːje/ تلفظ :‌ [mahR'u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • مهروی شناگر
  • مهروین
  • ابن مهرویه
  • پناهگاه حیات وحش مهروییه
  • تنگ حاجی مهرویه
  • قنات مهرویه اردستان
  • مهرویان
  • مهروییه بالا
  • مهروییه پایین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

مهروی. [ م َ ] ( ص مرکب ) مه رو. ماه روی. که رویی چون ماه دارد. || مجازاً زیبا و جمیل : تا بود عارض بت رویان چون سیم سپیدتا بود ساعد مه رویان چون ماهی شیم.فرخی.ترک مه روی من از خواب گران دارد سردوش می داده است از اول شب تا بسحر.فرخی.به روی ماند گفتار خوب آن مهروی فرشته خوی بدان خوبی و بدان گفتار.فرخی.بس شخص عزیز را که دهر ای مهروی صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی.خیام ( از سندبادنامه ص 284 ).مجلس عی...

فرهنگ فارسی

مه رو ماه روی یا مجازا زیبا و جمیل

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: mah ruy) (= مَهرو) ، ← مَهرو .

اسم: مهروی (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: mah ruy) (فارسی: مَهروي) (انگلیسی: mah ruy)
معنی: مه رو، ماه روی، که رویی چون ماه دارد، ( مجاز ) زیبا و جمیل، ( = مَهرو )، ( مَهرو

کلمات مرتبط

  • مهروی شناگر
  • مهروین
  • ابن مهرویه
  • پناهگاه حیات وحش مهروییه
  • تنگ حاجی مهرویه
  • قنات مهرویه اردستان
  • مهرویان
  • مهروییه بالا
  • مهروییه پایین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات