معانی کلمه : مهر المثل
فرهنگ عمید
مهری که در حین عقد ازدواج برای زن معلوم نشده و پس از زفاف از روی حد متوسط مهر زنان دیگر برای او تعیین شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مهر ی که در حین عقد معلوم نشده و پس از زفاف از روی حد متوسط مهر زنهای همشان زن تعیین می شود : که هست جود تو پیش از نکاح ( زفاف ) او صد بار هزار مهر المثلش بمن رسانیده ( مرزبان نامه )
مهری که درحین عقدازدواج برای زن معلوم نشده وپس اززفاف ازروی حدمتوسط مهرزنان دیگربرای اوتعیین شود
مهری که درحین عقدازدواج برای زن معلوم نشده وپس اززفاف ازروی حدمتوسط مهرزنان دیگربرای اوتعیین شود
