معانی کلمه : مهارشه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. به یکدیگر حمله کردن سگان.
۲. به هم درافتادن، دشمنی و ستیزه کردن.
۲. به هم درافتادن، دشمنی و ستیزه کردن.
فرهنگ معین
(مَ رَ شَ یا رِ ش ) [ ع . مهارشة ] (مص م . ) بر یکدیگر برانگیختن (سگان و جز آن ها را ).
