Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مهادنه

تلفظ بین المللی : /mahˈɑdenˌeː/ تلفظ :‌ [mah'Aden,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • المهادنه
  • مهاجنه
  • مهادن
  • مهادنت
  • مهاداه
  • مهانه
  • مهاونه
  • مهدنه
  • مخادنه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مهادنة. [ م ُ دَ ن َ ] (ع مص ) مهادنت . آشتی کردن و صلح نمودن با هم . (ناظم الاطباء). آشتی کردن با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصالحه و موادعه .(از اقرب الموارد). مصالحه . (تاج المصادر بیهقی ).

مهادنه. [ م ُ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( از ع ، اِمص ) آشتی. صلح.هدنه. ( یادداشت مؤلف ) : مهادنه با این مناجس دور باشد و لایق عزت اسلام نیاید. ( ترجمه تاریخ یمینی )...

فرهنگ فارسی

[ ناچار بابطلمیوس از در مداهنه و مهادنه بیرون شده ... ]

کلمات مرتبط

  • المهادنه
  • مهاجنه
  • مهادن
  • مهادنت
  • مهاداه
  • مهانه
  • مهاونه
  • مهدنه
  • مخادنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات