Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مه چهره

تلفظ بین المللی : /mˈeh tʃˈehreː/ تلفظ :‌ [m'eh tS'ehRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مه
  • مِه
  • مَه
  • مه اباد
  • مه الود
  • مه بانو
  • مه بر کوهان
  • مه تازش
  • مه جبین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مه چهره. [ م َه ْ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ماه چهره. با رخساری چون ماه. زیباروی :
بدو گفتم که ای مه چهره مگذار
که از گلزار تو ریحان برآید.
عطار.
بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان
که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است.
حافظ.

فرهنگ فارسی

ماه چهره ٠ با رخساری چون ماه ٠ زیباروی ٠

کلمات مرتبط

  • مه
  • مِه
  • مَه
  • مه اباد
  • مه الود
  • مه بانو
  • مه بر کوهان
  • مه تازش
  • مه جبین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات