معانی کلمه : منگور
لغت نامه دهخدا
منگور. [ م َ ] (اِخ ) نام کوهی است در بلاد کیماک که دشت قبچاق باشد و درآن چشمه ای است که اندک آبی دارد. اما هر چند بردارند کم نمیشود. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نام یکی از دهستان های بخش حومه شهرستان مهاباد . این دهستان در جنوب باختری مهاباد واقع است . کوهستانی و سردسیر است . این دهستان ۷۹ آبادی دارد که جمعیت آنها بالغ بر ۸۸۹۵ تن میشود . محصول عمده اش غلات توتون حبوبات و لبنیات است .
