کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منگ منگ کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈanɡ mˈanɡ kˈardan/
تلفظ :
[m'ang m'ang k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گیج و منگ کردن
من من کردن
من و من کردن
منع کردن
منی کردن
منش نمایی کردن
دو منی کردن
پر وا من کردن
به مرگ گرفتن تا به تب راضی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منگ منگ کردن. [ م َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به من من کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) من من کردن جویده جویده و تو دماغی حرف زدن
کلمات مرتبط
گیج و منگ کردن
من من کردن
من و من کردن
منع کردن
منی کردن
منش نمایی کردن
دو منی کردن
پر وا من کردن
به مرگ گرفتن تا به تب راضی کردن
نظرات