کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منکوح | کلماتور
معانی کلمه : منکوح
تلفظ بین المللی :
/mˈankuːh/
تلفظ :
[m'anku:h]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
منکوحه
مندوحه
منکو
منکو قا ان
منکوب
منکوب شدن
منکوب کردن
منکور
منکوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منکوح. [ م َ ] ( ع ص ) مرد عروسی کرده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) نکاح کرده ، عقد زناشویی بسته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) عقد زناشویی بسته نکاح کرده .
کلمات مرتبط
منکوحه
مندوحه
منکو
منکو قا ان
منکوب
منکوب شدن
منکوب کردن
منکور
منکوس
نظرات